على محمدى خراسانى
145
شرح منطق مظفر (فارسى)
مىشود و از اين چهار قسم ، دو قسم به طبع نزديكتر و داراى استفاده بيشترى است كه عبارتند از : دو صورتى كه جزء مشترك در آنها ، بعض تالى متصله باشد چه متصلهء ما صغرى باشد و چه كبرى . طريقهء اخذ نتيجه : اگر بخواهيم از يك حمليه و يك متصله يك قياس منتج به صورت يكى از اشكال اربعه داشته باشيم بايد از دو مرحلهء زير پيروى كنيم : مرحلهء اول . قضيهء حمليه را با آن طرف متصله كه بعض مشترك در آن واقع شده مقترن سازيم و از آن دو ، يك قياس اقترانى حملى به صورت يكى از اشكال اربعه ( بستگى دارد كه كدام شكل شروطش فراهم باشد ) تشكيل دهيم و نتيجهاى بگيريم كه قهرا نتيجه هم يك قضيه حمليه خواهد بود . مرحلهء دوم . نتيجهء قياس اقترانى حملى را كه يك حمليه است ، با طرف ديگر شرطيه متصله كه جزء مشترك در آن نيست ضميمه كرده و نتيجه را تالى آن طرف يا آن طرف را تالى نتيجه قرار داده و يك قضيهء شرطيهء ديگر تشكيل دهيم كه در واقع ، نتيجهء نهايى قياس مؤلف از حمليه و متصلّه همين امر است . مثال الف . « كلّما كان المعدن ذهبا ، كان نادرا » صغرى و « كلّ نادر ثمين » كبرى « فكلّما كان المعدن ذهبا ، كان ثمينا » نتيجه طريقهء نتيجهگيرى : ابتدا كبراى مذكور را كه يك حمليه است با تالى شرطيهء صغرى ، كه بعض مشترك در آن است ضميمه كرده و يك قياس اقترانى حملى از شكل اول تشكيل مىدهيم : « معدن طلا ، كم است » ، و « هرچيز كمى گرانقيمت است » ، « پس معدن طلا پربها است » سپس اين نتيجه را ، به مقدم شرطيه اول كه جزء خالى از مشترك است ضميمه كرده و نتيجهء نهايى حاصل مىشود كه : « فكلّما كان المعدن ذهبا ، كان ثمينا » مثال ب . « هيچ آزادهاى ذليل و خوار نيست » صغرى و « هر زمان كه حكومت ، حكومت ظالمانه باشد ، پس هر انسانى كه در آن مملكت يا شهر به سر مىبرد ذليل است » كبرى « پس هرگاه حكومتى ظالمانه بود ، احدى از آزادمردان در آنجا نخواهند بود » . ( چون يا در تبعيد و زندان به سر مىبرند و يا اعدام شدهاند ) .